رواق

شب ِ یلدا قدم آهسته بردار

کمی هم احترام ِ ما نگه دار

تو میدانی ربابَ م غصه دار است

بنی هاشم هنوزم داغ دار است

صدای "العطش" در گوش مانده

بدن ها بی کفن هر گوشه مانده

شب ِ یلدا تو هم چلّه نشین باش

سیه پوش ِ غم ِ سالار ِ دین باش


دسته بندی: روز نگار ،

توسط مینا خوجانی | شنبه 30 آذر 1392 | ساعت 07:14 ب.ظ | نظر ()

                                 

همون سال ِ اولی که اومده بودیم نیشابور (سال 79)، یکی از دبیرامون گفتن که مهندسی به نام ِ آقای مجتهدی، از آمریکا اومدن و توی نیشابور دارن یه مسجدِ چوبی  میسازن و ...؛

بعد که آماده شد و مردم فهمیدن، شد یکی دیگه از جاذبه های گردشگری نیشابور به اسم ِ "دهکده ی چوبین"؛

یه مسجد ِ چوبی که نه تنها در ایران، بلکه در جهان هم بی نظیره، و تمام این دهکده که شامل ِ رستوران، کتابخونه، موزه، آالاچیق و... میشه، همگی، از چوب ساخته شدند و معماری ِ منحصر به فردی داره؛ مسجدی که تابِ مقاومت در برابر ِ 8 ریشتر زلزله رو داره، مسجدی که طوری ساخته شده که از شرّ ِ موریانه های موجود در اونجا هم ایمنه و آسیبی نمی بینه و...؛

توی همون سالها، چند بار با خانواده و مدرسه، رفتم اونجا؛ اما الان چند سالی میشه که دیگه نرفتم...؛ تا اینکه روزی که گذشت، از مامان شنیدم که معمار ِ "دهکده ی چوبین" فوت شده...؛

و وقتی سرچ کردم، متوجه شدم که مهندس حمید مجتهدی، طراح و معمار ِ دهکده چوبین ِ نیشابور، چهارشنبه، بیستمِ آذرماه، بعد از تشییع در حرم ِ مطهر ِ رضوی، در زادگاهشون و در کنار ِ همین مسجد ِ چوبی، به خاک سپرده شدند؛

حالا از این به بعد، دیگه خدا میدونه که کسی به این دهکده ی چوبینی که با یک عمر عشق و علاقه و زحمتِ فراوان ساخته شده، میرسه یا نه؟ دیگه کسی هست که نام ش رو زنده نگه داره؟ کسی هست که نذاره درش بسته بمونه؟...

الهی غرق بشین در رحمت و مغفرتِ خداوندی، جناب ِ آقای مهندس حمید مجتهدی.

دیدنِشون خالی از لطف نیست:

اینجا و اینجا.


                                  


دسته بندی: روز نگار ،

توسط مینا خوجانی | یکشنبه 24 آذر 1392 | ساعت 02:48 ق.ظ | نظرها ()

گاهی گُمان نمی کنی و می شود

گاهی نمی شود که نمی شود

گاهی هزار دور دعا بی اجابت است

گاهی نگفته، قرعه به نام ِ تو می شود

گاهی گدای گدایی و بخت (با تو یار) نیست

گاهی تمام ِ شهر، گدای تو می شود...


شاید حدودِ چهار سال ِ پیش بود که "فاطمه" دختر عمه م، این پیامک و برام فرستاد، و من هم بعدا، برای بخش ِ "از نگاهِ مخاطبان"ِ وبلاگ ِ "گوشه نشین" فرستادمش؛

و امشب همین شعر رو، یکی از دوست هام که اتفاقا باز هم اسمش "فاطمه" ست، دوباره برام فرستاد...؛

نمیدونم به حس و حالم میخوره یا نه، اما خوندنش یه جورایی، آرامش بخشه...؛




* لطفا برای سلامتی ِ کامل ِ دختر ِ یکی از عزیزان ِ بسیار عزیز ِ مجازی، یعنی وبلاگِ"تو فقط لیلی باش"، دعا بفرمایید؛ "ان شاءالله" خداوند به حق ِ بزرگ بانوی سه ساله مون، حضرت ِ رقیه سلام الله علیها، هر چه زودتر، لباس ِ عافیت به تن ِ همه ی بیماران و مخصوصا ایشون، بپوشونه؛

** سالروز ِ شهادت ِ حضرتِ رقیه، نازدانه ی ابا عبدالله علیه السلام، تسلیت و تعزیت.


دسته بندی: حرف دل ،

توسط مینا خوجانی | یکشنبه 17 آذر 1392 | ساعت 02:22 ق.ظ | نظرها ()

مدتی پیش، وفا خانوم، توی وبلاگشون، از "دونات" درست کردن، گفته بودن و عکسش و گذاشته بودن که حسابی هوس کردم من هم درست کنم؛ و چون پودر ِ خمیر مایه لازم داشت، به سر انجام رسیدنش یه مقدار طول کشید تا بخرم و درست کنم؛

بعد از اون، طهورا سادات، هم لطف کرده بودن و از " کیکِ فنجونی" نوشته بودن؛ که به سرم زد اون رو هم امتحان کنم؛ و همه ی اینها در حالی بود که تا حالا تو حوزه ی کیک و شیرینی پزی و امثالهم، وارد نشده بودم!

"کیک فنجونی" رو چون راحت تر بود، یکی دو هفته قبل درست کردم که خیلی خوب شد؛ (چون کاکائوییه، شبیهِ چایی و قهوه دیده میشه!)

اما درست کردنِ دونات، پریروز محقق شد...؛ با اینکه فکر میکنم پودر خمیر مایه ای که خریده بودم، مشکل داشت، و اینکه چند ساعتی درگیرش بودم، اما تجربه ی خوبی بود؛ دستِ هر دوی این عزیزان درد نکنه که باعثِ خیر شدن؛ این هم عکس های من:

                               


                                


دسته بندی: از بهترین ها ،

توسط مینا خوجانی | سه شنبه 12 آذر 1392 | ساعت 01:14 ق.ظ | نظرها ()

سلام؛

به توفیق ِ الهی و دعای شما خوبان، سعادت نصیبم شد...؛

"ان شاءالله" فردا عازم ِ حرمِ امن ِ الهی و مدینه منوّره هستم؛ (به خاطر کمی ِ وقت، امکانِ تماس با همه نبود)؛

 صمیمانه تقاضای حلالیت از شما بزرگواران دارم؛ "ان شاءالله" نایب الزیاره شما خواهم بود؛

" اگه خواستم برم حج، به نظرت اینجوری پیام بدم خوبه؟! "

.

این پیامی بود که دو شب پیش، برای مامان اومده بود...؛ فکر کردین واقعا راهی شدم؟! ...

نمیدونم میرسه اون روزی که من "خانه ی خدا" رو ببینم و گُم بشم توی عظمتش؟

نمیدونم میرسه اون روزی که چشمم باز بشه به گنبد ِ خضراءِ مسجد النّبی و هواش رو نفس بکشم؟

نمیدونم میرسه اون روزی که زائر ِ بقیع باشم و با بغض، زیارت کنم معصومین ِ مظلوم ِ اونجا رو؟

نمیدونم میرسه اون روزی که فکر کنم نزدیکم به مدفن ِ مطهّر ِ بانوی دو عالم، حضرتِ فاطمه زهرا سلام الله علیها؟

...

میشه دعا کنین یه روزی بیاد که من واقعا، همچین مطلبی رو بنویسم و از شما طلبِ حلالیت کنم؟

دعا بفرمایید.


دسته بندی: حرف دل ،

توسط مینا خوجانی | دوشنبه 11 آذر 1392 | ساعت 12:48 ب.ظ | نظرها ()

نمیدونم از کجا به تماشای ما نشستین؟

 نمیدونم به جز خداوند و فرشته ها، کسی نزدیکِ تون هست یا نه؟ کسی که دستتون رو بگیره و بلندِتون کنه از کنار ِ ضریح ِ ابا عبدلله علیه السلام؟ که گَرد ِ عزا رو از لباس ِ سیاهِ تون بتکونه و  دلداری تون بده؟ کسی که دو زانو بشینه کنار ِتون و اشک هاتون رو پاک کنه؟

به جز خداوند و فرشته ها، کسی هست که درد های دلِ تون رو بشنَوه و همدم باشه؟ آخه چطوری تاب میارین این همه درد رو؟ چطور تنهای تنها، بار ِ غم ِ یه خاندان و یه امت رو به دوش میکشین؟

ولی میدونم که شما هم منتظر ِ ظهور ِ خودتون هستین؛ به شرطی که شرایط مهیّا بشه؛ به شرطی که ماها شرایط رو مهیّا کنیم...؛

همه که مثل ِ من نیستند...؛ منی که دم از فراق میزنم و از "تمنّای وصال" مینویسم؛ اما خوب میدونم که مُرید ِ مُرید ِ مُریدهاتون هم نیستم...؛ اما میدونم که مُرید زیاد دارین...؛

درسته که زمانه ی بدی شده؛ مؤمن و ریاکار با هم قاطی شدند؛ کم فروشی می کنند؛ دروغ فراوان، تهمت فراوان، درسته که بی حجابی و بی عفّتی داره بیداد میکنه، زن و مرد شبیه شدند به هم!  هر کسی دین و دین داری رو دلبخواهِ خودش تفسیر میکنه، اون هم بین ِ کسانی که هنوز "دین" رو قبول دارند! درسته که جای خیلی از فضیلت ها و رذیلت ها عوض شده...،  اما اینها جزء همون علائمِ آخر الزمانی هست که همه شنیدیم...؛ و این یعنی نزدیک شدن...؛

در مقابل، خیلی ها هم هستند که خودشون و خانواده شون و زندگی شون رو "مَهدوی" کردند؛ خیلی ها هم هستند که تمام ِ تلاششون تَرک ِگناهه تو این زمانه ی پُر گناه؛ خیلی ها هستند که نه فقط به ظاهر، که باطن ِ شون رو هم دارن آماده میکنند؛ خیلی از مادرها هستند که بچه هاشون رو سرباز ِ شما کردن و دارن تربیت میکنند؛ خیلی ها هستند که ندبه های جمعه شون پُر سوز و گدازه؛ خیلی جوون ها هستند که پیاده، رو میکنند سمت ِ گنبد ِ فیروزه ای و با عشقی بی نظیر به زیارتتون میان؛  شما بهتر از من میدونین که خیلی ها هستند...

خواستم تسلیت عرض کنم خدمتِ دل ِ داغدارتون؛ و بگم که آقا جان، با همه ی این تفاسیر، ایران، کوفه و ایرانی، کوفی نیست الحمدُلله؛ ما اگر نوادگانِ "مختار ِ ثقفی" نیستیم، از نسل ِ "کیان" که هستیم...؛ جا نمیزنیم و تا پای جان، می مانیم و پیر میشویم به پای ِ عشق ِ شما...

یا ابا صالح، دعا کنید برای بصیرت ِمان، و عاقبتی که به یُمن ِ دیدار ِ شما خِیر شود؛ ما هم قول میدهیم که لااقل، سیصد و سیزده نفر بشویم.


                                                    " الّلهمّ عجّل لولیک الفرج "


* برای سلامتی، و تعجیل در فرجِ حضرت صاحب الامر عجّل الله تعالی فرجه الشریف، صلوات.


دسته بندی: تمنای وصال ، مُحرّم گونه ،

توسط مینا خوجانی | شنبه 2 آذر 1392 | ساعت 02:15 ق.ظ | نظرها ()

پیامبر ِ رحمت صلّی الله، می فرمایند:
" هر کس در کتابی یا نوشته ای، بر من صلوات بفرستد(یعنی صلوات را بنویسد)، تا نامِ من در آن کتاب هست، ملائکه برای او از درگاهِ حق، طلبِ آمرزش می کنند."
.
" الّلهمّ صَلِّ علی محمّد وَ آلِ محمّد
وَ عَجّل فَرَجَهُم "

دسته بندی ها

روز نگار
حرف دل
رد پای خاطره
تمنای وصال
حق و حقوق
از زبان حافظ
مُحرّم گونه
از بهترین ها
یه دور ِ همی ِ مَجازی

آرشیو مطالب

دی 1395
آذر 1395
آبان 1395
مهر 1395
شهریور 1395
مرداد 1395
تیر 1395
خرداد 1395
اردیبهشت 1395
فروردین 1395
اسفند 1394
بهمن 1394
دی 1394
آذر 1394
آبان 1394
مهر 1394
شهریور 1394
مرداد 1394
تیر 1394
خرداد 1394
اردیبهشت 1394
فروردین 1394
اسفند 1393
بهمن 1393
دی 1393
آذر 1393
آبان 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390

پیوندهای وب

گوشه نشین*
نشانی
برای خاطر آیه ها
بهار نارنج
آیه گرافی
سقاخانه
و ما ادراك...؟
تو فقط لیلی باش
فلسفه، حقوق و سه نقطه
من و چادرم، خاطره ها
پرنده ترین ماهی
قلم
شهر بی نامی
پاک نویس های یک مداد رنگی
روزگار وصل
هم از آفتاب
دانه سیب
پایگاه فرهنگی اجتماعی مصاف
رسن
در حیرت
اندر زِنامه
گلدان شمعدانی
اردیبهشت
تسنیم
یاران خراسانی
احسن الحال
و.. زندگی مشترک
گزارش یک زبان شناس
تسبیح
حوض خونه
این روزها...
دولتِ مَهدی عجّل الله تعالی فرجهُ الشریف
همنفس طلبه
ساعت به وقت دلتنگی
ترنم خیال
ابر و آفتاب
اَینَ بقیّة الله؟!؟!؟
سیده ...
سنجاقک
معصومانه
فوتبالیست کوچک
صندوق صبر(یادی از خورشید پشت ابر)
روشا نوری از بهشت
تو را نفس می کشم
وبلاگ شخصی احمد میری
نشر خوبی ها

آمار وب

تعداد کل مطالب:

بازدید امروز:

بازدید دیروز:

بازدید این ماه:

بازدید ماه قبل:

بازدید کلی وبلاگ:

بروز شده در



دانلود آهنگ جدید